تصوف ... >>>سر زیر برف کردن همچون کبک

تصوف از همان زمان شروعش یعنی از زمان حسن بصری که استارتش زده شد ( زمان حضرت امیر علیه السلام) تا زمان ابو هاشم کوفی که اولین فردیست که صوفی نامیده شده و جناب کیوان قزوینی که حدود 15 سال سابقه تصوف دارد و بعد از آن که قطب شد توبه کرد و کتابی نوشت به نام راز گشا در آن کتاب می گوید اولین کسی که ننگ اسم صوفی را پذیرفت ابو هاشم کوفی است. که مشهور شد به ابو هاشم صوفی. از او تا سید حیدر آملی همه صوفیه سنی مذهبند و مخالف اهل بیت پیامبر. سید حیدر آملی اولین کسی است که ادعا کرد هم صوفیست و هم شیعه، بعدا کسانی هم پیدا شدند که تصوف شیعی را ادامه دهند، در واقع همان تصوف سنی را رنگ شیعیش زدند ولی در عقاید مثل آنان هستند. بزرگترین عیب صوفیان این است که می خواهند به خدا برسند ولی بدون پیامبر و اهل بیت ایشان؛ این بزرگترین عیب آنهاست.
اگر دوست عزیزمان هم می گویند که کلهم اشتباه است منظورشان اینه؛ چون خودشون به این نتیجه رسیدند.
و اما شاهد بازی مطلب زیادی دارد بنده تو این مورد مفصلا تحقیق کرده ام و مقاله نوشته ام و جناب آقای دکتر «ش» استاد دانشگاه تهران هم زمانی یه کتابی دراین مورد نوشت البته موضوع تحقیق بنده با موضوع ایشان کمی فرق داره ولی چون جنبه بد آموزی و انحراف دارد نیروی انتظامی کتاب ایشان را جمع کرد و مقاله بنده هم به چاپ نرسید. اگر لازم شد قسمتهایی را بعدا عرض می کنم. فقط یک جمله عرض می کنم؛ شاهدبازی عین فساد است خود متصوفه هم به این قائلند. و بزرگانشان شاگردانشان را از ارتکاب این عمل نهی می کردند ولی آنان که این کار را انجام می دادند برای آن توجیه عرفانی درست می کردند.(البته عرفان به تعریف خودشان نه عرفان شیعی و اهل بیتی).در زمان فعلی ما این موضوع حداقل به صورت علنی وجود ندارد. موضوع آن منتفی شده است ولی صوفیه انحرافات عقیدتی و اخلاقی خاص خودشون دارند که می شود روی آنها بحث کرد البته اگر مفید ثمره ای باشد. خداوند همه ما را جزء پیروان راستین اهل بیت پیامبر قرار دهد.و از فتن و بلای آخر الزمان حفظ نماید.

در عصر رسول اكرم (ص) نه تنها نام و نشاني از صوفي و افكار و مرام  ومسلك صوفي گري وجود نداشته بلكه آن حضرت با شعار ((لا رُهبانية في الاسلام))1  بر رياضت كشي و انزواگري، خط بطلان كشيده و اسلام را را دين جهاد و تلاش و مسئوليت مهرفي نموده است. پس از رحلت آن بزرگوار به دليل محروم شدن مردم از نور ولايت و انحراف مسير خلافت، رفته رفته افكار و انديشه هاي نادرست و غير اسلامي ميان مسلمانان راه يافت كه اين خود سبب پديد آمدن عده اي زاهد نما شد كه در زهد و ترك دنيا و گريز از اجتماع به افراط و زياده روي كشيده شدند و در اوائل قرن دوم هجري ابراز وجود نموده و به تدريج آداب و رسومي براي خود ايجاد و نام صوفي بر خويش نهادند و به عبارتي روشن تر، راه خود را به گونه اي از ساير مسلمانان جدا كردند.

زهد و بي رغبتي به دنيا كه درآيات و روايات بر آن تاكيد فراوان شده در اثر بي توجهي و عدم شناخت صحيح آن، مي توانست به افراط و زياده روي انجاميده و به صورت رياضت هاي نامطلوبي جلوه گر شود چنانكه نمونه هايي از ان را در زمان حيات نبي اكرم (ص) و امير مومنان(ع) در سرگذشت معروف عثمان بن مظعون و عاصم بن زياد سراغ داريم كه افراد ياد شده به شدت مورد نكوهش و اعتراض اين بزرگوارن قرار گرفته و خرقه رياضت افكندند.

با نگاهي گذرا به حالات صوفيان اوليّه نظير: حسن بصري، فُضيل بن عياض، محمد بن واسع، مالك بن دينار، حتي سُفيان ثوري كه رسماً صوفي شناخته شده و صوفيان سندِ خرقه به آنان مي رسانند در كتبي چون ((حلية الاولياء و طبقات شعراني و...)) مي بينيم صوفيان اوليّه سخن از بهشت و جهنم بر زبان مر راندند و از فكر و انديشه به صوفي عايي چون بايزيد و حلاّج و شِبلي و مولوي و ... شباهتي نداشته اند با اين كه بنا به روايت منقول  از امام صادق (ع) ابوهاشم كوفي نخستين كسي است كه نام صوفي بر خود نهاد ولي صوفي گري به معناي رايج آن با طرح موضوعاتي چون((حلول و اتّحاد و جذبه و سقوط تكليف و دم زدن از عشق...)) از دوران ذوالنون مصري و سپس بايزيد بسطامي آغاز شد. رموز و اسرار طريقت تصوّف در كتب و نوشتارهاي فراواني تبيين شده كه مي توان از الهي نامه و ديگر سروده هاي عطّار نيشابوري، آثار ثنايي، نوشته هاي عين القضاة همداني، احمد و محمد غزالي به ويژه كتاب ((احياء العلوم)) آثار نجم الدين كبري، كتب خواجه عبدالله انصاري، تاليفات سهرورد، روزبهان شيرازي، قُشيري و ده ها مرشد و پير و صوفي ديگر، افزون بر نوشته هاي محي الدين عربي كه خود را خاتم الاولياء دانسته، يه عنوان فرهنگ مكتب صوفيان نام برد.

پا ورقی : 1) . گوشه نشيني و انزوا در اسلام جايي ندارد.



در این جا صوفیان فرمایش می دهند احادیثی که از ائمه دال بر رد صوفیه وارد شده است همگی دلالت بر صوفیان اهل سنت دارد نه صوفیان شیعه که هم اکنون به این مطلب می پردازیم.

1-  اگر قبول کنیم که تمام این احادیث که به سند معتبر از ائمه طاهرین (سلام الله علیهم) رسیده، در مذمت صوفیان اهل سنت است آن گاه سلسله طریقتی خود را چه می کنند؟ در قرن دوم ه.ق. که جامعه اسلامی از داشتن حکومتی آگاه محروم بود جریانی موسوم به تصوف در میان مسلمانان نمایان شد، در این زمان روشنگری های اهل بیت پیامبر (سلام الله علیهم) به این گرایش مجال نزدیک شدن به تعالیم تشیع را نداد، از این رو اقطاب و شیوخ سلسله های تصوف تا قبل از تشکیل دولت صفویّه در ایران یعنی قرن دهم (907) ه.ق. همگی به اتفاق به مذاهب اهل سنت گرایش داشته اند. اکثر مشایخ صوفیه از حسن بصری، ابو هاشم کوفی، سفیان ثوری، معروف کرخی، چنان که ذکر رفت تا بقیه مشایخ عظیمشان نظیر ملا جامی، ابو سعید ابالخیر، ابراهیم ادهم، بایزید بسطامی، داوود طایی، سری سقطی، جنید بغدادی، ابو علی رودباری، احمد غزالی، شاه نعمت الله ولی و بسیاری دیگر از مشایخشان همه و همه سنی مذهب بوده اند؛ عبد الرحمن جامی در نفحات الانس که از متون مهم و قدیمی تصوف است می گوید: « جنید بغدادی مذهب سفیان ثوری را داشت و شاگرد وی بود.»[2] جامی در ادامه می گوید: « داوود طایی شاگرد ابوحنیفه بوده، ابو یزید بسطامی حنفی و ذوالنون مصری مالکی بوده اند و بشر حافی احمد بن حنبل را بسیار بزرگ می داشت.»[3] و آن چه در مورد ارتباط صوفیان قرن دوم تا پایان قرن ششم با امامان معصوم (سلام الله علیهم) آمده، قابل اثبات نیست و عمدتاً در متون متأخّر شیعی ثبت شده است و مهم ترین آن ها حکایت دربانی معروف کرخی از امام رضا (سلام الله علیه) است، که توسط صوفیان سنی قرن پنجم در تاریخ ثبت و درج گردیده است. و طبق فرمایش خودشان که این احادیث در مورد صوفیان سنی است؛ همه مشایخ و اقطابشان باطل و مورد مذمت اهل بیت (سلام الله علیهم) هستند و جایگاه آن ها جهنم سوزان است و "هم فیها خالدون".

2-  این که در تصوف، صوفیان سنّی مذهب را مصداق احادیث ذم قرار می دهند جای بسی شگفتی است؛ زیرا این صوفیان قایل به انفکاک شریعت از طریقتند.[4] در تصوف گنابادی، شریعت و مذهب خارج از حقیقت تصوف است؛ از این رو آنان خود را ملتزم به شریعت و نه معتقد به آن می دانند. پس چگونه آنان روایت وارده در مذمت تصوف را بر صوفیان سنّی مذهب حمل می نمایند؟! این در حالی است که اختلاف صوفیان سنی و شیعه در شریعت است نه در طریقت. که در طریقتشان همه یکسان اند.

3-  ملا علی گنابادی شعار صوفیان را این چنین بیان می کند: « اَلصُّوفی مَن لا مَذهَبَ لَهُ.»[1] یعنی صوفی کسی است که لا مذهب است و صوفی ابن الوقت است.[2] و خود را اسیر و گرفتار مذهب نمی نماید و اگر به مذهبی می گراید از روی ضرورت است.

اگر التزام به مذهب در تصوف از روی ناچاری است، پس چگونه ممکن است حقیقت تصوف به خاطر مذهبی که التزام به آن از روی اضطرار است مورد مذمت واقع شود؟!

صوفیان به خاطر شرایط روزگار است که ملتزم به یکی از مذاهب پنج گانه می شوند در نتیجه سنّیان صوفی مذهب را مصداق روایات ذم قرار دادن جای بسی شگفتی است!

صوفیان از یک سو سخن از تفکیک کامل شریعت از طریقت به میان می آورند و تصوف را طریقت و مذهب را شریعت می نامند و از سوی دیگر روایات ذم تصوف را حمل بر صوفیان حنفی، شافعی، مالکی و یا حنبلی مذهب می نمایند. اساساً مذاهب پنج گانه در دیدگاه صوفیان گنابادی جدای از حقیقت تصوف است و دخلی در حقیقت آن ندارد. پس چگونه ممکن است اصل تصوف به خاطر امری بیرونی و خارجی مورد نکوهش قرار گیرد؟!

4-  این در حالی است که در خود آثار گنابادی نیز تناقض وجود دارد. ملا علی گنابادی صوفیان را لامذهب معرفی می کند و می گوید صوفی مذهب خاصی ندارد؛[3] اما حسین تابنده رویّه ی عملی سلسله نعمت اللهی را تشیّع و پیروی از ائمه اثنی عشری و عمل طبق دستورات مذهب حق جعفری را افتخار می داند.[4] و این نکته ای است که سخنان اقطاب یک فرقه هم با یکدیگر متناقض است.

 

پس می بینیم از خاندان وحی حتی یک حدیث هم در تأیید فرقه صوفیه چه سنی و چه شیعه به ما نرسیده است، بلکه آن چه فرموده اند، همه در نکوهش و ذمّ صوفیه است و اگر حدیثی در کتب خود صوفیه باشد، اعتبار ندارد زیرا بنای ایشان برای ترویج مرام خود بر جعل و تحریف است.

چند فرق بین شیعه وصوفی:

یکی از کتابهای زیبا در رد تصوف کتاب سیوف البارقه مرحوم ذبیح الله محلاتی است.چون خیلی مطالب ایشان تند بود کمی دخل وتصرف شد

در ص۲۴۷ چند فرق زیبا بین شیعه وصوفی آورده که نوشتن آن خالی از لطف نیست

۱-شیعه مسجد می سازد وصوفی خانقاه

۲-شیعه در مسجد دعای کمیل وندبه میخواند وصوفی در خانقاه شعر وآواز

۳-شیعه میگوید:الهی انا عبدک الذلیل وصوفی می گوید:انالحق

۴-شیعه میگوید:لا اله الا الله حقا حقا وصوفی میگوید:لا اله الا انا فاعبدون

۵شیعه می گوید:سبحان ربی الاعلی وبحمده.صوفی می گوید:سبحانی ما اعظم شانی

۶-شیعه شاربرا کوتاه میکند وصوفی بلند میگذارد

۷-شیعه غنا را حرام میداند وصوفی آنرا باعث نزول رحمت میداند

۸-شیعه دوازده امام مشخص دارد ولی صوفی امامت نوعیه دارد

۹-شیعه تولی وتبری دینی دارد ولی صوفی صلح کل است

۱۰-شیعه تفسیر قران میکند وصوفی تفسیر دیوان

۱۱-شیعه با علما نشستن را نیک میشمارد وصوفی از آن احتراز دارد

۱۲-شیعه اگر کرامتی از اوبروز کرد مخفی میدارد وصوفی کرامت جعل میکند وفریاد میزند

۱۳-شیعه تابع اذکار وادعیه اهل بیت است وصوفی تابع اذکار شیخ ومرشد

۱۴-شیعه قطبی غیر از امام خود نمیشناسد وصوفی مرشد خود را قطب میداند

خبری از اخبار دوران نا آرامی ها که به نقل از همین آقایون به اصطلاح عارف و به واقع جاهل و کوته نظر منتشر شده بود رو واسه ماندن در اذهان اینجا تکرار میکنیم:

اخيراً اعضاي فرقه دراويش  از ابتداي سال جاري  اقدام به فراخواني گسترده اعضاي خود نموده اند بطوريکه در جلسات برگزار شده آنان تعداد افراد شرکت کننده نسبت به گذشته بيشتر شده است .
 پس از برگزاري جلسه  نور علي تابنده از سران دراويش گنابادي  با برخي از اعضاي نهضت آزادي و ملي مذهبي ها و درخواست آنان مبني بر کمک به جنبش سبز براي برگزاري تظاهراتي در روز 22 خرداد، جذب نيرو و فراخواني اعضاي از اولويت هاي فعاليت کاري دراويش در چند وقت اخير مي باشد.

همچنين ا زسوي ديگر گفته مي شود رهبران  چند فرقه  صوفي گري به تازگي به هواداران خود توصيه نموده اند با توجه برنامه ريزي دولت جهت استخدام کارمند در ادارات مختلف بخصوص در آموزش و پرورش و علوم پزشکي، هريک از دراويش که حائز اين شرايط باشند مي بايست تلاش خود را براي استخدام در اين ادارات جهت پيگيري اهداف تصوف بکار بندند.تا از طريق نفوذ در دولت بتوانند برنامه هاي تشكيلاتي خود را دنبال كنند . ذکر اين نکته ضروري است که  پس از پايان رياست جمهوري خاتمي درسال 84 و همچنين همزمان با انتخابات88 و اغتشاشات پس از آن ، فرقه هاي مختلف دراويش نيز با حرکت در مسير اربابان خارجي خود فعاليتهاي سياسي عليه نظام جمهوري اسلامي را تشديد کرده اند.

......
چه بگوییم الا:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
...
لا اله الا الله
و لا نعبد الا ایاه
 مخلصین له الدین
و لو کره المشرکون

الله اکبر


عضویت در حزب مؤتلفه اسلامی ؟؟؟ خوب یا بد؟!

به نقل از تبیان نت(طرافداران):

 

چندوقت پیش بنا به دعوتی به فکر خود انتقادی از حزبمان افتادم؛ مقاله ای که در ذیل می آید حاصل این تلاش است. (انتقاد به معنی واقعی یعنی دیدن نقاط ضعف و قوت) خوشحال می شوم با نظراتتان در تکمیل آن مرا کمک کنید:

الف) تاریخچه اجمالی:
حزب موتلفه اسلامی، همزاد با نهضت امام خمینی(ره) در سال 1342 تاسیس شد و بیش از چهار دهه سابقه کار، تلاش، جهاد و شهادت دارد. تشکلی که از بسیاری جهات بی نظیر است و توسط امام، هیات موسس آن گزینش شده و در حضور ایشان تاسیس شده است. تشکلی است که رضایت امام در را آغاز فعالیت جلب کرده، از دعای نیمه شب امام و عنایات مستمر آن عبد صالح خدا بهره مند شده و تا پایان عمر پربرکت امام خمینی (ره) به او وفادار مانده و همواره برای حرکت تشکیلاتی خود تایید امام را مدنظر داشته است. حزب موتلفه اسلامی مورد عنایت ولی فقیه عادل، مراجع معظم تقلید، روحانیت کشور و چهره‌های ماندگار در انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بوده و هست.
موتلفه اسلامی تجربه سه نسل را در توشه دارد؛  نسل اول که در میانه میدان و ایثارگرانه در انقلاب شکوهمند اسلامی نقش اساسی ایفا نمود، نسل دوم  که در جبهه های نبرد با منافقین داخلی و دشمنان خارجی و سازندگی‌ها خوش درخشید و نسل سوم که با بهره‌گیری از تجربه دو نسل در کار ساختن ایران اسلامی آباد، آزاد وشاد تلاش می‌کند.
بررسی دوره‌های فعالیت حزب موتلفه اسلامی از منظر فرهنگی:
1- دوره 1341 تا 1344:
این دوره با آغاز نهضت امام شروع شد و رهبران و عناصر موثر موتلفه اسلامی در خدمت امام و روحانیت مبارز در صحنه‌های جهاد و فعالیت‌ها حضور فعال داشتند. بخش عمده ای از تلاش های این دوره عملکرد فرهنگی این تشکل را شامل می گردد. برگزاری سخنرانی ها جهت ارتقای بینش عمومی، برگزاری کلاسهای آموزشی برای اعضا ، همکاری در انتشار نشریات بعثت و انتقام و ... حضور 4 نماینده امام در موتلفه اسلامی به عنوان اعضای شورای فقاهتی در این دوره به غنای فرهنگی عملکرد این حزب افزوده بود که می توان به دوره آموزشی "انسان و سرنوشت" استاد شهید آیت الله مطهری برای رابطین فرهنگی حوزه های حزب اشاره نمود.
2- دوره 1344 تا 1349:
با دستگیری رهبران اولیه، موتلفه اسلامی به اقتضاء شرایط جامعه تغییراتی در مدیریت و شبکه تشکیلاتی خود پدید آورد و فعالیت‌ها کاملا مخفی در جهت زیرسازی حرکت آینده و فرهنگ‌سازی ایجاد کرد و نیز حفظ جریان مبارزه همه جانبه با سلطه‌گران طاغوتی فعالیتهای مخفی را در پیش گرفت بود. مدیریت این دوره با شهید باهنر، شهید رجایی، شهید محمد صادق اسلامی، و برخی برادران دیگر بود.
3- دوره 1349 تا 1354:
این دوره دوران مبارزه مخفی است و موتلفه اسلامی ضمن انجام فعالیتهای مخفی سیاسی، به فعالیتهای دیگر از جمله فعالیتهای فرهنگی پرداخت. اردو های تفریحی آموزشی (اردوهای رفاه و شرکت سبزه)، نمایش فیلمهای جهان با رعایت موازین اسلامی(شرکت فیلم در خدمت دین) ، آموزشگاه های اسلامی (مجتمع آموزشی رفاه) بحشی از عملکرد این فرهنگی این دوره است که به واقع در برخی از عرصه ها پیشگام تحولات گسترده  بوده است. در این دوره نیز نقش شورای روحانیت بسیار پر رنگ است و در بسیاری از موارد مذکور شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی نقش هدایت کننده و آغازگر حرکتهای نوین را بر عهده داشته اند.
 4- دوره 1354 تا 1356:
پس از آشکار شدن انحراف سازمان مجاهدین خلق و جنایتهای آنان و گروههای کمونیست، بار دیگر موتلفه اسلامی نقشی محوری را در سازماندهی افراد و ارتباط با روحانیت مبارز و امیددهی و حفظ روحیه مبارزین مسلمان بر عهده گرفت. پاسخ به شبهات التقاطی و تلاش برای آموزشهایی جهت ارتقای بینش مبارزین از جمله اقدامات فرهنگی این دوره بود. این دوره سخت‌ترین دوره فعالیت موتلفه اسلامی به حساب می‌آید. مدیریت داخلی زندانها با شهید اسدالله لاجوردی،‌ شهید مهدی عراقی، حبیب‌الله عسگراولادی، اسدالله بادامچیان و ... و مدیریت بیرونی با شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید باهنر و... بود.
5- دوره 1356 تا 1357:
حزب مؤتلفه اسلامی در این دوره با لبیک به پیام امام خمینی (ره) در اردیبهشت 56، در خدمت روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نقش اساسی در ایجاد تشکیلات مخفی و سازماندهی مبارزین مسلمان داشت. یاران حزب موتلفه اسلامی در کمیته استقبال ازامام و سازماندهی انتظامات 60 هزارنفره برای ورود امام به ایران و اداره مراسم بهشت زهرا(س) و اقامتگاه امام نقش اساسی داشته‌اند. در این دوره نیز فعالیتهای فرهنگی یکی از اصلی ترین اقدامات این حزب به حساب می آید.
6-دوره 1357 تا 1366:
در این دوره، موتلفه اسلامی با اجازه امام در حزب جمهوری اسلامی فعالیت کرد و عناصر آن خدمات موثری در این حزب شهیدپرور داشتند. در این دوره موتلفه اسلامی با یارانی همچون شهیدان مهدی عراقی، علی درخشان، اسدالله لاجوردی، محمد صادق اسلامی و آقایان جبیب الله عسگراولادی،‌اسدالله بادامچیان، مصطفی حائری‌زاده، مرحوم سعید امانی همدانی و... که عضو شورای مرکزی حزب جمهوری بودند و دیگر اعضای خود با تمام توان در راه اهداف متعالی موسسین این حزب تلاش نمود. در این دوره همچنین فعالیتهای گسترده ای در امور فرهنگی و تبلیغی حزب جمهوری اسلامی توسط یاران موتلفه اسلامی انجام گردید که می توان به انتشار کتب فراوان ، نشریاتی همچون نشریه داخلی عروه الوثقی و... برگزاری کانونها و یادبودها و ... اشاره نمود. این امر تا آنجا بود که شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی دبیرکل وقت حزب در یکی از سخنرانی های خود حزب جمهوری اسلامی را در ادامه حرکت موتلفه اسلامی در پیش از انقلاب توصیف نمود.
7-دوره 1366 تا 1367:
پس از تعطیلی حزب جمهوری اسلامی موتلفه اسلامی در این شرایط بنا به نظر امام خمینی(ره) انسجام احتیاطی خود راحفظ کرد و در ایجاد تشکلهای اسلامی «صنفی ـ سیاسی» کوشش جدی داشت.
8- دوره 1367 تا کنون :
در این دوره با کسب اجازه و تایید صریح امام خمینی(ره) و پس از رحلت ایشان با تایید ولی امر مسلمین، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای «مدظله‌العالی» بطور مستقل به تجدید سازمان تشکیلاتی اقدام کرد و با کسب مجوز رسمی از وزارت کشور در سال 71 به عنوان «جمعیت موتلفه اسلامی» راهی نو را پی گرفت و در سال 82 نیز در چهلمین سالگرد تاسیس با نام «حزب موتلفه اسلامی» ادامه طریق داد ‌که انشاءالله تا ظهور حکومت عدل جهانی اسلام و در رکاب حضرت مهدی(ع) ادامه یابد.
در این دوره جایگاه هایی در ساختار حزب تحت عنوان آموزش و تبلیغات به صورت مشخص به امور فرهنگی می پردازند. همچنین هفته نامه شما، ماهنامه ذکر و سایتهای حزب موتلفه اسلامی بخشی از رسالت فرهنگی حزب را بر دوش دارند. موتلفه اسلامی هر ساله با برگزاری بیش از دهها کانون در تهران، جلسات مختلف در استانها و شهرستانها، سهم بسزایی در توسعه سیاسی و فرهنگی کشور دارد. کتاب ها و جزوه های منتشر شده از طرف موتلفه و شخصیتهای آن، مقالات، سخنرانیها، برنامه‌های تبلیغی و آموزشی، همراهی و همفکری در تهیه و طراحی لوایح مفید برای کشور و مردم، برگزاری اردوهای تفریحی، آموزشی و انتشار جزوات آموزشی، خبرنامه‌ها و ویژه‌ نامه‌ها، گوشه‌هایی از خدمات گسترده حزب موتلفه اسلامی در این دوره است.
ب) نقاط قوت حزب موتلفه اسلامی در حال حاضر:
1- وظیفه محوری : قرار دادن اصالت به وظیفه، سبب شده است بیش از آنکه برای کسب قدرت تلاش کند به دنبال انجام تکالیف شرعی باشد. این اصل بسیاری از آفت های قدرت و قدرت طلبی را از این حزب دور کرده است. وظیفه محوری موتلفه اسلامی را از شهادت ده ها تن از اعضای مرکزیت ، عملکرد انتخاباتی و ... این حزب می توان درک نمود.
2- همراه تمام اقشار جامعه : عضویت همه قشرها، طبقات و گروهها در حزب و محدود نبودن دامنه مخاطبین
3- گستردگی دامنه مخاطبین: حزب موتلفه اسلامی گسترده‌ترین حزب در سطح کشور است و جایگاه آن در نظام جمهوری اسلامی ایران نهادینه شده است. موتلفه اسلامی در 30 استان کشور و بیش از 180 شهر، دفتر و یا هسته تشکیلاتی دارد. این شبکه گسترده، بستر مناسبی جهت فعالیتهای گوناگون از جمله اقدامات فرهنگی است.
4- حضور مستدام در افکار عمومی: این حزب با داشتن ارگانی رسمی (هفته نامه شما) و پاسخگویی مداوم مسئولان آن به رسانه ها به عنوان نماینده افکار عمومی ، همچنین دارا بودن پیگاه های اطلاع ‌رسانی در شبکه جهانی اینترنت همواره حضوری پر رنگ در افکار عمومی داشته است.
ج) نقاط ضعف:
1- عدم موفقیت در اقناع افکار عمومی نسبت به شبهات موجود، همچنان محبوبیت حزب در سطح نامطلوبی است، شاید یکی از مسببین این امر عدم آشنایی کافی با افکار عمومی باشد که نیاز به افکارسنجی های دقیق و برنامه ریزی با توجه به آنها دارد.
2- کم کاری در عرصه تولید نظریات و محصولات فرهنگی و حتی سیاسی در این حزب موجب تقلیل جایگاه آن گردیده است. زمانی موتلفه اسلامی از تولیدات فکری برترین اندیشمندان اسلامی بهره می برد که شرح آن پیشتر ذکر گردید، اینک تولیدات فکری حزب حتی در نشریه آموزشی آن در بسیاری موارد تقلیدی و کپی برداری شده است. از سوی دیگر نیز حجم کم انتشارات حزب موجب عدم نشر اندیشه های موجود در حزب گشته است. در این خصوص کافی است به مقایسه حجم انتشارات حزب جمهوری اسلامی در دوران کمتر از ده ساله خود با دوره آخر حزب موتلفه اسلامی (از سال 1367 تا کنون) که در آستانه بیست سالگی است بپردازیم.
3- فقدان سخنگو در عرصه های گوناگون سبب گردیده است که دبیر کل در مواضع هفتگی خود در تمامی عرصه ناگزیر به اتخاذ موضع باشد. این در حالی است که حزب از نیرو های برجسته ای چه در شورای مرکزی و چه در بدنه تشکیلاتی خود برخوردار است؛ به عنوان نمونه می توان به نمایندگان حزب در مجلس که در عرصه های فرهنگی بسیار فعال هستند اشاره نمود.
4- رویکرد به موقع حزب به نسل سوم متاسفانه با رکودی جدی مواجه گردیده است. انتظار می رفت بخش نوجوانان که در دوره جدید در سال 73 تاسیس گردید، بخش دانشجویی که از سال 75 فعال بود و دیگر عرصه هایی که به این مهم می پرداختند به آنچنان رشدی رسیده باشند که تحولی جدی را متبلور سازند. در دیگر ارکان حزب نیز امکان بهره گیری بیشتر از جوانان وجود دارد که نیاز به برنامه ریزی دارد.
5- راه اندازی موسسات وابسته اما مجزایی همچون موسسه فرهنگی شهدای موتلفه اسلامی که به خودی خود نقطه قوتی برای حزب محسوب می گردید با بروز مشکلات عدیده و عدم ساماندهی آنها کار را تا آنجا پیش برده است که به ضد تبلیغ تبدیل گردیده است.
6- حرکتهای پر تاثیر در عرصه فرهنگی نیاز به هزینه های عدیده دارد که با عدم تخصیص اعتبار لازم، اینگونه فعالیتها را با رکود مواجه ساخته است.
7- حضور کمرنگ اعضای عادی حزب در فعالیتهای تشکیلاتی که دارای توانایی های بسیار می باشند که این موضوع در شهر تهران پر رنگتر است. این امر به دلزدگی اعضا و بی بهره ماندن حزب از امکانات بالقوه حزب منتهی گردیده است.
د) موانع:
1- در ایران مسئله تحزب هنوز جدى نیست. حزب موتلفه اسلامی به عنوان یکی از اصلی ترین احزاب موجود در کشور که به ساختار حزبی تن داده است در چنین شرایطی باید بیش از این به توسعه فرهنگ تحزب بپردازد و آن را نهادینه سازد. در غیر این صورت فعالیت حزبی در چنین شرایط با اتلاف انرژی بسیار همراه خواهد بود. برای تاکید بیشتر به سخنان دکتر حداد عادل در مجمع عمومی هشتم این حزب اشاره ای می نمایم: "با توجه به اینکه در ایران نسبت به سایر کشورهاى دنیا آزادى بیشترى وجود دارد. دنیا هم در این مسئله که در ایران آزادى وجود دارد، شکى ندارد، اما باید به صراحت بیان کنیم که احزاب نیرومند و تعیین کننده در کشور ما متناسب با آزادى هایى که داریم، وجود ندارد. البته این به معناى قدرنشناسى نسبت به فعالیت احزاب به خصوص موتلفه که امروز در جبهه سیاسى ایران باسابقه ترین حزب بوده و از نظر مواضع سیاسى و رابطه دین و سیاست و متناسب با اوضاع و اصول تاریخى و اجتماعى ایران وضع بسیار خوبى دارد، نیست."
2- در دهه اول انقلاب آرمان های مشخص و قابل فهمی برای مردم وجود داشت که اینک اینگونه نیست. مبارزه با رژیم شاه و دفاع مقدس آرمان های قابل فهم و مقبولی برای مردم بود. پس از جنگ، موضوع «بازسازی» مطرح شد که می توانست یک آرمان باشد اما چون به اندازه جنگ و مبارزه با شاه قابل فهم و شفاف نبود، نتوانست تبدیل به آرمان شود. در دوره موسوم به اصلاحات نیز آرمان "آزادی" و در دوره فعلی نیز آرمان "عدالت" مورد توجه دولتمردان قرار گرفته است که همه گیر نگشته است. گم گشتن آرمان ها موجب کم گشتن توان حزب در عرصه نظریه پردازی، موضع گیری و حتی عملکردها گشته که خود عامل تشدید کننده ای برای کاهش رویکرد به احزاب است. این موضوع بخشی از سخنرانی دبیرکل محترم حزب در مراسم تجلیل و معارفه جماران بود که با سوال کلیدی " رسالت تاریخى موتلفه در حال حاضر و آینده چیست؟" عنوان گردید اما به نظر می رسد همچنان برای افکار عمومی مبهم است.
3- مستقل ماندن احزاب نیاز به بودجه ای مستقل دارد. از اینرو حزب موتلفه اسلامی همواره با دوری گزیدن از درآمدهایی که موجب وابستگی گردد پیش رفته است. از سوی دیگر هزینه های حزب گسترده ای با ابعاد موتلفه اسلامی از حق عضویت ها نمی تواند به صورت کامل تامین گردد که سایه آنرا در اقدامات فرهنگی نیز می توان مشاهده کرد.

هـ)راهکارها:
1- تسریع در تدوین سند چشم انداز بیست ساله حزب علی الخصوص در عرصه فرهنگی
2- کادرسازی و نخبه پروری برای نظام
3- تفکیک سخنگوی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی
4- افکارسنجی های دقیق تر و برنامه ریزی با توجه به آنها
5- تلاش بیشتر برای ارتباط با افکار عمومی در راستای فرهنگ سازی و انتقال دیدگاهها
6- توسعه و تکمیل بانک اطلاعاتی اعضا و تلاش برای بالفعل کردن ظرفیت اعضا
7- بازسازی اتاق فکر و تلاش برای بهره گیری بیشتر از متفکران اسلامی در حوزه تولید نظریات
8- توسعه و نظارت بیشتر بر موسسات وابسته
9- برنامه ریزی بهتر در امور مالی و اختصاص اعتبار به امور فرهنگی
10- گسترش فعالیت هیات نظارت به عنوان یکی از ارکان اصلی حزب و بهره گیری از کارشناسان مجرب در راستای آسیب شناسی حزب و اعمال نظارت عالی مستمر بر اساس مفاد اساسنامه
11- توسعه تولید محصولات فرهنگی همچون کتاب، نرم افزارهای چند رسانه ای و ...
12- توسعه فعالیتهای بخش نوجوانان، دانشجویی و... همچنین بهره گیری بیشتر از جوانان در ارکان حزب

 

به نقل از ویکیپدیا(به ظاهر بی طرفان):

حزب مؤتلفه اسلامی یا هیات‌های موتلفه اسلامی، از ائتلاف ۳ هیات مذهبی پیرو آیت‌الله خمینی در منزل وی، شکل یافت. هیات‌های ائتلاف کننده شامل هیات مسجد شیخ علی، هیات اصفهانی‌ها و هیات موید بود.

این تشکل اسلامی که با نام‌های هیات‌های موتلفه اسلامی، جمعیت هیات‌های موتلفه اسلامی، حزب موتلفه اسلامی و... نیز شناخته می‌شود، در شکل گیری و هدایت قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نقش داشت. موتلفه اسلامی، اصل مبارزاتی خود را بر مبارزه سیاسی نهاده. اما، پس از تبعید خمینی شاخه نظامی آن، مبارزه نظامی را آغاز نمود و با ترور حسنعلی منصور (نخست وزیر شاه که کاپیتولاسیون را به تصویب رسانده بود) مهم‌ترین اقدام مسلحانه خود را در کارنامه خویش ثبت نمود. پس از دستگیری سران اولیه آن، بقایای آنرا رجایی و باهنر اداره کرده و موتلفه دوم را راه اندازی نمودند. این جمع در پوشش کارهای فرهنگی، اقتصادی و... مبارزات سیاسی را تا تشکیل ستاد استقبال از امام ادامه داد. در این ستاد افرادی همچون عسگراولادی، بادامچیان، عراقی، شفیق، توکلی بینا، رخ صفت، سعیدمحمدی، اسلامی، مقصودی و... از موتلفه حضور جدی داشتند.


پس از انقلاب ۱۳۵۷

این تشکل، در سالهای قبل از انقلاب در مبارزات حضور داشت و پس از پیروزی انقلاب ایران (۱۳۵۷)، برخی از اعضای آن در شورای انقلاب اسلامی عضویت یافتند. با شکل گیری حزب جمهوری اسلامی، این تشکل، فعالیت خود را درون این حزب دنبال نمود و با تعطیلی فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی، به فعالیتهای سیاسی خود، با نام جمعیت موتلفه اسلامی ادامه داد.

مؤتلفه اسلامی، در دیماه سال ۱۳۸۲، در هفتمین مجمع عمومی خود، به «حزب موتلفه اسلامی» تغییر نام داد.

از چهره‌های موثر موتلفه اسلامی، می‌توان به سید محمد حسینی بهشتی و مرتضی مطهری (نمایندگان امام)، رجایی، باهنر، مهدی عراقی، حاج مهدی بهادران ولاجوردی، اندرزگو، بخارایی، امانی، صفارهرندی، نیک نژاد، اسلامی، احمد شهاب، درخشان و... اشاره کرد. از میان چهره‌های سیاسی موجود نیز، می‌توان از حبیب الله عسگراولادی، اسد الله بادامچیان، محمد نبی حبیبی، حمیدرضا ترقی، علی اکبر پرورش، توکلی بینا، کاظم انبارلویی، حسین انواری، فاطمه رهبر و حسن صبوری سخنگوی جدید حزب نام برد. ارگان رسمی این حزب هفته نامه شما است.

رهبران حزبی

دبیرکل فعلی این حزب محمدنبی حبیبی می‌باشد. قائم مقام او دکتر اسدالله بادامچیان، نماینده مردم تهران در مجلس هشتم، است. رئیس دفتر سیاسی حزب موتلفه اسلامی، کاظم انبارلوئی، سردبیر روزنامه رسالت، است.

موتلفه بازار

بخشی از هیئت موتلفه در فعالیتهای تجاری شرکت می‌کند و بازار را در دست دارد و به نام موتلفهٔ بازار یا بخش اصناف جمعیت موتلفه در بازار تهران شناخته می‌شود و قوی‌ترین شاخه موتلفه‌است. هر چند موتلفه در زمینه سیاسی دولت‌گرا است ولی از نظر اقتصادی مخالف کنترل کامل وزارت بازرگانی و وزارت اقتصاد و دارایی بر همه فعالیت‌های تجاری و مبادلات اقتصادی می‌باشد.[۱][۲] انجمن جامعه اسلامی بازار و اصناف از انجمن‌های همسو با موتلفه‌است.[۳]

ارتباط با انگلیس

برخی معتقدند موتلفه اسلامی در پشت صحنه با انگلستان رابطه دارد (ممکن است همه رهبران موتلفه وابسته ‏نباشند، اما نفوذ سازمان‌های خارجی در میان آنها تاثیر بزرگی بر حرکات ضدملی موتلفه دارد‏). سازمان جاسوسی انگلستان ‏در طول تاریخ ایران مایل بوده‌است با نفوذ در نهادهای سنتی دینی، در زمان‌های لازم علیه جنبش‌های ملی ‏ایران فشار وارد کند تا از قدرت گیری آنها در ایران پیشگیری شود. حرکات هیئت موتلفه اسلامی نیز همیشه در تناقض با هویت ایرانی و منافع ملی ایران بوده و معمولاً به سود منافع قدرت‌های ‏بیگانه و به سود منافع محافل افراطی اسرائیل تمام شده‌است.[۴][۵][۶][۷] گفته می‌شود در دوره خاتمی مناسبات سنتی هیئت موتلفه با انگلستان ضربه دیده و آنها به معامله تجاری با آمریکا نیز پرداختند.[۸]

در عراق نیز حزب الدعوه و مجلس اعلای انقلاب اسلامی همین نقش را دارند.[۹]

حزب مؤتلفه در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۴) از علی لاریجانی و در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) از محمود احمدی نژاد حمایت کرد.

منابع

چند حرز معروف

حرز ابی دجانه

حرز چیست

حرز به دعایی گفته می‌شود که به گردن می‌آویزند.

مختصری از حرز ابی دجانه

برخی معتقدان به وجود جن بر این باورند که این دعا در دفع جن موثر است و این دعا را از پیامبر اسلام می‌دانند که پیامبر، آن را به شخصی به نام ابی دجانه داده است چون شب هنگام جن‌ها ابی دجانه را در منزلش اذیت می‌کردند. (منابع مورد نظر در قسمت «اصل روایت» در همین مقاله آمده است)

اصل روایت

در حیاة الحیوان (در باب قنفذ) بیهقی در دلائل النبوة از ابی دجانه‏ که نامش سماک بن خرشه است روایت کرده که من برسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله شکوه کردم از اینکه چون در بستر بخوابم سوتی مانند سوت آسیا و جنجالی چون جنجال مگس عسل بشنوم و پرتوی چون برق، و سر بردارم و در برابر خود سیاهی بینم که بالا رود بدرازی صحن خانه‌ام و دست بپوستش کشم مانند پوست خارپشت است، و به چهره‌ام مانند شراره آتش افکند، فرمود: این جن خانه تو است ای ابو دجانه وانگاه دوات و کاغذ خواست و بعلی علیه السّلام فرمود بنویسد:

(سپس دعا را گفت)

ابو دجانه گفت: نامه را گرفتم و تا کردم و بخانه آوردم و زیر سرم نهادم و شب را آسوده خوابیدم و بیدار نشدم جز از فریاد کسی که می‏گفت: ای ابو دجانه ما را با این کلمات آتش زدی تو را بحق سرورت که این نامه را از ما بردار که ما را بازگشتی بخانه‌ات و در کنارت و در هر جا این نامه باشد نباشد، ابو دجانه گفت: برش ندارم تا رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلم اجازه دهد. ابو دجانه گفت: از این ناله و شیون و گریه پریان که شنیدم شبم دراز گذشت و بامداد نماز صبح را با رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلم خواندم و آنچه آن شب از پریان شنیدم بوی‏ گزارش دادم و هر آنچه هم من بآنها گفتم فرمود: ای ابو دجانه دست از این قوم بردار بدان که مرا براستی فرستاده آنان تا روز رستاخیز درد کشند.

این روایت در کتاب «جن‌ها همه جا هستند» سید محمد مهدی حسینی ص32و33 و همچنین در کتاب آسمان و جهان، محمد باقر کمره ای‏ ج ‏7 ص 98 و 99 که ترجمه کتاب السماء و العالم بحار است و همچنین در بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج 60 ص 125 و 126 و همچنین در المصباح، کفعمی، ص 229نقل شده است.

در لغتنامهٔ دهخدا آمده: «سماک بن خرشة یا سماک بن اوس بن خرشة بن لوذان بن عبدودّبن ثعلبه انصاری ساعدی خزرجی ، ملقب به ذوالمشهرة یکی از صحابهٔ رسول صلی اللّه علیه وآله . وی در غزوه بدر و هم احد در رکاب رسول صلی اللّه علیه وآله وسلم بود و به روز احد پیغمبر صلوات اللّه علیه او را شمشیری عطا فرمود. و در مدینه او را با عتبة بن غزوان مواخات داد. ابودجانه در جنگ یمامه با مسیلمه ، بشهادت رسید و گویند او در قتل مسیلمه شرکت داشت و در ضعاف اخبار آمده است که او تا جنگ صفین بزیست و در آن جنگ حضور یافت حرزی به نام حرز ابی دجانه در کتب دعوات معروف است » (لینک)

متن دعا

بسم الله الرّحمن الرّحیم هذا کتابُ من محمّد رسول الله رَبّ العالمین اِلی مَن طَرَق الدّار مِن العّمار والزرّار الاّ طارقا" یَطرُق بِخِیر اَمّا بَعد فاِنَّ لَنا وَ لَکُم فی الحَیواةالحق سَعَة ُ فاِنّ یَکُن بَک غاشِقا" مولِعا" اَو فاجِرا" اَو مُقتَحِما " فَهذا کِتاب الله یَنطِق عَلَینا وَ عَلَیکُم بالحَق اِنّا کُنّا نَستَنسَخ ُ ما کُنتُم تَعمَلون وَ رُسُلُنا یَکتُبون ما یَمکُرون اترکوا صاحب کِتابی هذا(فلان بن فلان) وانطَلَقوا اِلی عَبدَة الاوثانِ وَ اِلی مَن یَزعَم اَنَّ مَعَ اللهِ الها" اخر لا اله الا هُوَ کُلَّ شیءٍ هالِکٌ الاّ وَجهَه لهُ الحُکم وَ اِلیه تُرجَعون حم لا یَنصَرون حمعسق تفَرّقت اَعداالله وَ بَلَغَت حجّه الله وَ لا حَول ولا قوّةَ الاّ بالله العَلی العَظیم فَسَیَکفیکَهُمُ الله وَ هُوَ السَّمیع العَلیم .

روایتی دیگر :

در سایت لقمان اینجا ظاهرا دعای مذکور را مفصل‌تر دانسته و از آن به عنوان حرز کبیر ابی دجانه نام برده شده است .

متن عربی روایت

حَیَاةُ الْحَیَوَانِ، رَوَی الْبَیْهَقِیُّ فِی دَلَائِلِ النُّبُوَّةِ عَنْ أَبِی دُجَانَةَ وَ اسْمُهُ سِمَاکُ بْنُ خَرَشَةَ قَالَ شَکَوْتُ إِلَی النَّبِیِّ ص أَنِّی نِمْتُ فِی فِرَاشِی فَسَمِعْتُ صَرِیراً کَصَرِیرِ الرَّحَی وَ دَوِیّاً کَدَوِیِّ النَّحْلِ وَ لَمَعَاناً کَلَمْعِ الْبَرْقِ فَرَفَعْتُ رَأْسِی فَإِذَا أَنَا بِظِلٍّ أَسْوَدَ یَعْلُو وَ یَطُولُ بِصَحْنِ دَارِی فَمَسِسْتُ جِلْدَهُ فَإِذَا هُوَ کَجِلْدِ الْقُنْفُذِ فَرَمَی فِی وَجْهِی مِثْلَ شَرَرِ النَّارِ فَقَالَ ص عَامِرْ دَارَکَ یَا أَبَا دُجَانَةَ ثُمَّ طَلَبَ دَوَاةً وَ قِرْطَاساً وَ أَمَرَ عَلِیّاً ع أَنْ یَکْتُبَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ هَذَا کِتَابٌ مِنْ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ إِلَی مَنْ طَرَقَ الدَّارَ مِنَ الْعُمَّارِ وَ الزُّوَّارِ إِلَّا طَارِقاً یَطْرُقُ بِخَیْرٍ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ لَنَا وَ لَکُمْ فِی الْحَقِّ سَعَةً فَإِنْ یَکُنْ عَاشِقاً مُولَعاً أَوْ فَاجِراً مُقْتَحِماً فَهَذَا کِتَابُ اللَّهِ یَنْطِقُ عَلَیْنَا وَ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّ رُسُلَنا یَکْتُبُونَ ما تَمْکُرُونَ اتْرُکُوا صَاحِبَ کِتَابِی هَذَا وَ انْطَلِقُوا إِلَی عَبَدَةِ الْأَصْنَامِ وَ إِلَی مَنْ یَزْعُمُ أَنَّ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ حم لَا یُبْصِرُونَ حم عسق تَفَرَّقَ أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ بَلَغَتْ حُجَّةُ اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ قَالَ أَبُو دُجَانَةَ فَأَخَذْتُ الْکِتَابَ وَ أَدْرَجْتُهُ وَ حَمَلْتُهُ إِلَی دَارِی وَ جَعَلْتُهُ تَحْتَ رَأْسِی فَبِتُّ لَیْلَتِی فَمَا انْتَبَهْتُ إِلَّا مِنْ صُرَاخِ صَارِخٍ یَقُولُ یَا أَبَا دُجَانَةَ أَحْرَقْتَنَا بِهَذِهِ الْکَلِمَاتِ فَبِحَقِّ صَاحِبِکَ إِلَّا مَا رَفَعْتَ عَنَّا هَذَا الْکِتَابَ فَلَا عَوْدَ لَنَا فِی دَارِکَ وَ لَا فِی جِوَارِکَ وَ لَا فِی مَوْضِعٍ یَکُونُ فِیهِ هَذَا الْکِتَابُ قَالَ أَبُو دُجَانَةَ لَا أَرْفَعُهُ حَتَّی أَسْتَأْذِنَ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ أَبُو دُجَانَةَ وَ لَقَدْ طَالَتْ عَلَیَّ لَیْلَتِی مِمَّا سَمِعْتُ مِنْ أَنِینِ الْجِنِّ وَ صُرَاخِهِمْ وَ بُکَائِهِمْ حَتَّی أَصْبَحْتُ فَغَدَوْتُ فَصَلَّیْتُ الصُّبْحَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ وَ أَخْبَرْتُهُ بِمَا سَمِعْتُ مِنَ الْجِنِّ لَیْلَتِی وَ مَا قُلْتُ لَهُمْ فَقَالَ یَا أَبَا دُجَانَةَ ارْفَعْ عَنِ الْقَوْمِ فَوَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً إِنَّهُمْ لَیَجِدُونَ أَلَمَ الْعَذَابِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ . وَ رَوَاهُ الْوَابِلِیُّ الْحَافِظُ فِی کِتَابِ الْإِبَانَةِ وَ الْقُرْطُبِیُّ فِی کِتَابِ التَّذْکِرَةِ .

علامه مجلسی بحارالأنوار ، ج 60 ص 125 و 126

منابع این مقاله

1- لغتنامه دهخدا

2- کتاب حیاة الحیوان، دمیری

3- کتاب جن‌ها همه جا هستند، محمد مهدی حسینی

4- کتاب آسمان و جهان، محمد باقر کمره ای‏ که ترجمه کتاب السماء و العالم بحار است.

5- کتاب بحارالأنوار، علامه مجلسی

6- کتاب المصباح، کفعمی

7- سایت لقمان

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA









http://www.askquran.ir/gallery/images/32229/1_loh.jpg