پیش درآمد اصلی بحث
دو راز بزرگ:
1-سیستم بانک مرکزی آمریکا(فدرال رزرو) در دستان یهودیان اشکنازی(که شهروند درجه یک اسرائیل محسوب می شوند) و فراماسونرهاست و طی 100سال اخیر ریاست این نهاد بر عهده ی آنان بوده است.
2-سیستم بانک مرکزی ایالات متحده ی آمریکا((فدرال رزرو)) بر خلاف تصور جهانیان نهادی خصوصی{و نه دولتی} بوده که این موضوع به تازگی افشا گردیده است.
3-فدرال رزرو سیستم ارزی مبتنی بر دلار را در سال 1946 بر روابط اقتصادی کشور های دنیا حکمفرما کرد و بعد از حدود27سال قوانین آن را به سود خود تغییر داد و به صادرات تورم به کشور های دنیا اقدام نمود.
مقدمه
بانک مرکزی آمریکا یا ((فدرال رزرو))نهادی است که ۱۰۰ سال قدمت دارد. این مقام(ریاست فدرال رزرو) بمدت ۴ سال توسط رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا منصوب می‌ شود.اکنون قرار است جانت یلن، جایگزین برنانکه شود. یلن اولین رییس زن بانک مرکزی آمریکاست.
 اما جالب است بدانید که یلن نیز مانند برنانکه از یهودیان اشکنازی است. یهودیان اشکنازی اکثریت جمعیت کشور جعلی اسرائیل را تشکیل می دهند . آمریکا همواره درگیر نژادپرستی های مختلف بوده است. جدای از بحث سیاه پوستان آمریکایی که در تاریخ آمریکا مورد ظلم واقع شده اند، آمریکایی ها توجه ویژه ای به صهیونیست ها دارند. بخش اعظمی از ثروت و سرمایه در آمریکا بین صهیونیست ها دست به دست می شود.
 بانک مرکزی آمریکا نیز از این موضوع مستثنا نبوده است. اولین رییس بانک مرکزی آمریکا در آگوست سال ۱۹۱۴ به ریاست فدرال رزور منصوب شد.
 چارلز سامر هملین، اولین رییس بانک مرکزی آمریکا بود. وی در سال ۱۸۶۱ در بوستون آمریکا متولد شد. او از دانش آموختگان هاروارد بود که توانست از سال ۱۹۱۴ به مدت دو سال بر صندلی ریاست بانک مرکزی آمریکا یا فدرال رزرو تکیه بزند.
از او به عنوان اروپایی سفید یاد می شود. با اینکه سند محکمی مبنی بر مسیحی یا یهودی بودن وی وجود ندارد اما از او به عنوان یهودی یاد می شود. او در سال ۱۹۳۸ در سن ۷۶سالگی درگذشت.
 
در سال ۱۹۱۶، ویلیام هاردینگ جایگزین چارلز هملین شد. ویلیام هاردینگ نیز از یهودیان اشکنازی بود. وی متولد سال ۱۸۶۴ در آلاباما بود. او به مدت ۶سال در سمت خود باقی ماند. این یهودی اشکنازی نیز در سال ۱۹۳۰ و در سن ۶۵ سالگی درگذشت.
 
بعد از هملین، نوبت کریسینجر بود که رییس فدرال رزرو شود. وی متولد سال ۱۸۶۰ در اوهایو بود. وی به مدت ۴سال به عنوان رییس فدرال روزرو فعالیت کرد. هیچ سند دقیقی مبنی بر یهودی بودن وی وجود ندارد. اما گفته می شود او یهودی تبار و از فراماسون های مشهور زمان خود بوده است. او در سن ۸۱سالگی درگذشت.
 
چهارمین رییس فدرال رزرو، روی یانگ بود. وی متولد سال ۱۸۸۲ در میشیگان آمریکا بود. ریاست یانگ بر فدرال رزرو ۳سال بیشتر دوام نیاورد. از مذهب و آیین او اطلاعات مستندی در دست نیست. با این حال برخی از منابع غیررسمی مدعی هستند که او نیز از یهودیان آمریکا بوده است. او در سال ۱۹۳۰درگذشت.
 
ایساک میر، نفر بعدی و پنجمین رییس فدرال رزرو آمریکا بود. او در سپتامبر ۱۹۳۰ به سمت رییس فدرال رزرو منصوب شد و تا ماه می ۱۹۳۳ در این سمت باقی ماند. او که متولد سال ۱۸۸۵ در کالیفرنیا بود، از یهودیان اشکنازی آمریکایی محسوب می شد. او با دو تن از روسای جمهور آمریکا یعنی فرانکلین روزولت و هربرت هوور همکاری داشت. او در سن ۸۳سالگی و در واشنگتن درگذشت.
 
ششمین رییس فدرال رزرو کسی نبود جز رابرت بلک. او نیز از یهودیان اشکنازی بود. وی تنها در حدود ۱سال به عنوان رییس فدرال رزرو مشغول به فعالیت بود. او متولد ۱۸۷۳در جورجیا بود. دوران ریسات وی بر فدرال رزرو مصادف بود با ریاست جمهوری روزولت در آمریکا. او سرانجام در سن ۶۱سالگی با زندگی وداع کرد.
 
بعد از ریاست یکساله رابرت بلک، مارینر اسل به عنوان هفتمین رییس فدرال رزرو منصوب شد. وی از نژادهای سفید اروپایی مسحوب می شد. او که در دوران ریاست جمهوری فرانکلین روزولت و هری ترومن فعالیت می کرد، به مدت ۱۴سال در سمت خود باقی ماند. او سرانجام در سال ۱۹۷۷ و در سن ۸۷سالگی درگذشت.
 


پس از ۱۴ سال سرانجام مارینر اسل با سمت خود خداحافظی کرد و آن را به توماس مک کیب واگذار کرد. مک کیب هشتمین رییس فدرال رزرو بود. هیچ کس واقعا نمی داند که مک کیب مسیحی بوده است یا یک یهودی صهیونیست. او در سال ۱۹۴۸ به این سمت منصوب شد و تا سه سال ریاست فدرال رزرو را برعهده داشت. دوران فعالیت وی مصادف بود با دوران ریاست جمهوری هریس ترومن، سی و سومین رییس جمهور آمریکا. وی در سن ۸۸ سالگی و در سال ۱۹۸۲ درگذشت.
 
نهمین رییس فدرال رزرو، فردی بود به نام ویلیام مارتین. ویلیام مک چنسی مارتین رکورددار ریاست بر فدرال رزرو آمریکاست. او به مدت ۱۹ سال به عنوان رییس فدرال رزرو شناخته می شد. دوران فعالیت او با دوره ریاست جمهوری نیکسون و جان اف کندی مصادف بوده است. وی که متولد سال ۱۹۰۶ بود در سن ۹۱ سالگی درگذشت.از مذهب او نیز اطلاعات چندانی در دست نیست اما گفته می شود وی یهودی نبوده است.
 
دهمین رییس فدرال رزرو، آرتور فرانک برنز بود. وی از یهودیان اشکنازی آمریکایی بود. وی به مدت ۸سال در این سمت فعالیت کرد. دوران فعالیت وی مصادف بود با ریاست جمهوری نیکسون ، جرال فورد و بعد از آن جیمی کارتر. وی در سال ۱۹۸۷ و در سن ۸۲ سالگی درگذشت.
 
جورج ویلیام میلر، یازدهمین رییس فدرال رزرو بود. وی بعد از ریاست ۸ساله آرتور فرانک به این سمت منصوب شد اما با این حال عمر ریاست وی ۱سال بیشتر دوام نیاورد. وی از مسیحیان آمریکایی بود که در سال ۲۰۰۶ و در سن ۸۱ سالگی در گذشت. او در ۱فوریه ۱۹۷۰ بر صندلی ریاست فدرال رزرو تکیه زد و درست ۱سال بعد، سمت خود را به یک یهودی صهیونیست دیگر واگذار کرد.
 
پاول ادولف والکر، دوازدهمین رییس فدرال رزرو آمریکاست. او در آگوست ۱۹۷۹ به عنوان رییس فدرال رزرو انتخاب شد. او یک یهودی اشکنازی است. مدت ریاست او نیز ۸سال بود. او در آگوست ۱۹۷۹ به این سمت منصوب شد و درست ۸ سال و ۵روز بعد سمت خود را واگذار کرد. والکر برای کارتر و ریگان خدمات قابل توجهی را ارائه داد. وی متولد سال ۱۹۲۷ و از حزب دمکرات های آمریکاست.
 
۱۱آگوست ۱۹۸۷، سیزدهمین رییس فدرال رزرو انتخاب شد. آلن گرینزپن، سیزدهمین رییس فدرال رزرو بود که برای مدت ۸.۵سال به بانک مرکزی آمریکا یا بهتر بگوییم صهیونیست های سرمایه دار این کشور خدمت کرد.دوران ریاست وی با ریاست جمهوری جورج بوش پدر، بیل کلینتون و جورج بوش پسر، هم زمان بوده است. او متولد ۱۹۲۶ در نیویورک و از یهودیان اشکنازی آمریکاست.
 


بعد از ۸.۵سال از حضور آلن گرینزپن، در فوریه سال ۲۰۰۶، بن برنانکه رییس فدرال رزرو شد. بن برنانکه نیز از صهیونیست ها و یهودیان اشکنازی محسوب می شود. در دوران وی که مصادف شده بود با بحران اقتصادی این کشور، وی خدمات قابل توجهی را برای جلوگیری از ورشکستگی سرمایه گذاران صهیونیست آمریکا انجام داد. او سرانجام در ژانویه ۲۰۱۴ پس از ۸ سال فعالیت در فدرال رزرو برکنار شد. او اکنون صندلی خود را به یک یهودی اشکنازی دیگر تحویل داده است.
 
جانت یلن، زنی است که به تازگی به ریاست فدرال رزرو رسیده است. این زن یهودی تبار، از سال ۲۰۱۰ به عنوان نایب رییس فدرال رزرو مشغول به فعالیت بود. دوراه فعالیت او در فدرال رزرو به مدت ۱۴سال اعتبار دارد. در واقع او تا سال ۲۰۲۴ عضو فدرال رزرو باقی خواهد ماند.
 
تاریخچه یکصد ساله اخیر
از میان ۱۵ تن از روسای فدرال رزرو آمریکا، بیش از ۱۰نفر را یهودیان اشکنازی آمریکایی تشکیل داده اند. این درحالیست که یهودیان آمریکا حدود ۳درصد از جمعیت ایالات متحده آمریکا را تشکیل می دهند. همچنین از عمر ۱۰۰ساله فدرال رزرو یا بانک مرکزی آمریکا، تنها ۳۷سال آن در اختیار صهیونیست ها نبوده است.
یهدودیان اشکنازی و برخی از اعتقادات آنان
    برا اساس برخی یافته ها و شواهد مختلف یهودیان اشکنازی از نوادگان یاجوج و ماجوج هستند.
    از پدیدهای دیگر که باید به آن اشاره کرد می‌توان به “منجی‌گری” اشاره کرد که همان بازگشت مسیح مخلص یهودی (ماشیح) در آخر الزمان است تا مردمش را به صهیون هدایت کند و بر جهان حکمرانی نماید. این در واقع پدیده ای است که خواستار نابودی سایر مردم و حکومت بر آنها است.
    از سوی دیگر اشکنازها در میان تمدن غرب و فرهنگ آن رشد و نمو یافته‌اند.
    اشکنازها در تمدن‌هایی که بین آنها زندگی کرده اند، پراکنده نشدند و علی رغم اثرپذیری از فرهنگ‌های بیگانه نتوانستند از نقاط مثبت این فرهنگ‌ها بهره کافی ببرند و تنها به کتاب مقدس، تلمود و تفسیر نصوص جزئی اکتفا کردند.
    اشکنازها کوششی برای پیوند بین شریعت و قانون‌گذاری آن و دستیابی به اصول کلی نداشته‌اند.
    یکی از متفکرین، اثر فکر مسیحی بر فکر دینی اشکنازها را مورد توجه قرار داده و می‌گوید: پدیده ” سوگند نامه ” که اصطلاحاً “مقدس کردن نام” شناخته می شود پدیده ای اشکنازی است که شاید نتیجه‌ی تاثیر حادثه به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی(ع) بر آیین یهودیت باشد.

طبقه بندی شهروندان اسرائیلی
اشکنازی ها شهروندان درجه یک:
در سال‌های اخیر علیرغم وضعیت وخیم اقتصادی در سرزمین‌های اشغالی و مهاجرت معکوس یهودیان اشکنازی و سفاردی؛ مهاجرت یهودیان فلاشا به فلسطین اشغالی ادامه داشت اما با گسترش درگیری رژیم صهیونیستی با فلسطینیان این مهاجرت‌ها نیز کاهش یافته است.
 با توجه به اوضاع بد معیشتی یهودیان فلاشا در اتیوپی و سکونت آنها در خیمه و چادر، تاکنون حدود 90هزار نفر از آنها خاک اتیوپی را ترک نموده و به سرزمین‌های اشغالی مهاجرت نموده‌اند.
 از آنجا که رژیم صهیونیستی بین ساکنان سرزمین‌های اشغالی تبعیض قائل بوده و یهودیان اشکنازی را شهروند درجه یک و یهودیان سفاردی را شهروند درجه دو و یهودیان فلاشا را شهروند درجه سه می‌داند، سعی می‌کند تا یهودیان فلاشا را به سکونت در شهرک‌های اطراف غزه تشویق و از آنها به عنوان سپر انسانی در مقابل فلسطینیان استفاده نماید.
یهودیان فلاشا به یهودیان سیاه پوست آفریقایی اطلاق می‌شود که خود را از نسل بلقیس ملکه سبا دانسته و به همین دلیل نسل خود را به حضرت داوود نسبت می‌دهند. قرار نگرفتن آنها در هیچ‌یک از تقسیمات سنتی یهودیان از جمله اشکنازی(یهودیان غرب اروپا)، سفاردی(یهودیان شرق) موجب شده است تا اکثر یهودیان آنها را به عنوان پیروان یهود نپذیرند.
کمک مالی آمریکا به اسرائیل
آمریکا در کمک های عظیم مالی و نظامی خود به اسرائیل، حد و مرزی نمی شناسد و هیچ شروطی را هم برای آن تعیین نمی کند؛ اگر این مساعدت ها به سایر کشورها به صورت اقساط سه ماهه صورت می گیرد و اگر از آنها خواسته می شود، وجوه دریافت شده خود را در ایالات متحده هزینه کنند، اسرائیل از همه این قیودات رها است.
این حمایت گسترده، که البته باید پشتیبانی کامل دیپلماتیک و رسانه ای را هم بدان افزود، با چه منطقی صورت می گیرد؟ نویسنده، دلایلی را که محافل صهیونیست آمریکایی مطرح می کنند، یکی یکی نقد می کند و نهایتا نتیجه می گیرد، هیچ دلیل استراتژیکی و یا الزامات به اصطلاح اخلاقی نمی تواند توجیه کننده این حجم مساعدات به اسرائیل باشد مگر اینکه بگوییم، لابی قدرتمند صهیونیست در آمریکا پشت این جریانات است.
آمریکا در کمک های عظیم مالی و نظامی خود به اسرائیل، حد و مرزی نمی شناسد و هیچ شروطی را هم برای آن تعیین نمی کند؛ اگر این مساعدت ها به سایر کشورها به صورت اقساط سه ماهه صورت می گیرد و اگر از آنها خواسته می شود، وجوه دریافت شده خود را در ایالات متحده هزینه کنند، اسرائیل از همه این قیودات رها است.
این حمایت گسترده، که البته باید پشتیبانی کامل دیپلماتیک و رسانه ای را هم بدان افزود، با چه منطقی صورت می گیرد؟ نویسنده، دلایلی را که محافل صهیونیست آمریکایی مطرح می کنند، یکی یکی نقد می کند و نهایتا نتیجه می گیرد، هیچ دلیل استراتژیکی و یا الزامات به اصطلاح اخلاقی نمی تواند توجیه کننده این حجم مساعدات به اسرائیل باشد مگر اینکه بگوییم، لابی قدرتمند صهیونیست در آمریکا پشت این جریانات است.
طی چند دهه گذشته و به ویژه از زمان جنگ شش روزه سال 1967، نقطه ثقل سیاست خاورمیانه ای ایالات متحده آمریکا، رابطه این کشور با اسرائیل بوده است. ترکیب حمایت بی دریغ از اسرائیل و تلاش های مرتبط با گسترش «دموکراسی» در سراسر این منطقه، باعث برافروخته شدن افکار عمومی اعراب و دنیای اسلام شده و
نه تنها امنیت آمریکا بلکه بقیه جهان را هم به خطر انداخته است. این وضعیت در تاریخ سیاسی آمریکا معادلی ندارد؛ چرا آمریکا امنیت خود و بسیاری از متحدانش را به خاطر منافع اسرائیل رها می کند؟ ممکن است فرض شود که پیوستگی میان این دو براساس منافع استراتژیک مشترک است و یا الزامات اخلاقی، آمریکا را به این کار وا می دارد؛ ولی هیچ توضیحی نمی تواند حمایت مادی و دیپلماتیک بی دریغ آمریکا از اسرائیل را توجیه کند.
در مقابل، نفوذ سلطه گرانه سیاست آمریکا در منطقه خاورمیانه، تماما ریشه در سیاست داخلی این کشور دارد و به ویژه با فعالیت های «لابی اسرائیل» مرتبط است. تاکنون همه گروه های دارای منافع خاص، در سیاست خارجی آمریکا انحراف ایجاد کرده اند، اما هیچ گروه ذی نفوذی این انحراف را تا آنجا ایجاد نکرده که آمریکا از مسیر منافع ملی خود فاصله بگیرد و در همین حال، دولت مردم را متقاعد کند که منافع این کشور و اسرائیل کاملا یکی است.
از زمان جنگ اکتبر سال 1973، واشنگتن ازاسرائیل در سطح سایر متحدان خود حمایت می کرد. از سال 1976، این حمایت ها شامل پرداخت سالانه کمک های عظیم و مستقیم اقتصادی و نظامی شد و این در مجموع، بزرگ ترین کمکی بود که از زمان جنگ جهانی دوم صورت می گرفت و به راحتی بالغ بر 140 میلیارددلار می گردید. اسرائیل حدود سه میلیارد دلار کمک مستقیم را هر سال دریافت می کرد که تقریبا شامل یک پنجم بودجه کمک های خارجی و ارزش آن حدود 500 دلار برای هر فرد اسرائیلی بود. این سخاوتمندی زمانی برجسته می شود که بدانیم، اسرائیل اکنون با درآمد سرانه تقریبا برابر با کره جنوبی یا اسپانیا، صنعتی و ثروتمند محسوب می شود.
کشورهای دریافت کننده کمک، پولشان را به صورت اقساط سه ماهه دریافت می کنند؛ اما اسرائیل تمام کمک ها را در آغاز هر سال مالی یکجا دریافت می کند و بدین ترتیب، می تواند سود عظیمی را نیز نصیب خود کند. از بسیاری از دریافت کنندگان کمک های نظامی خواسته می شود که همه پول های دریافتی خود را در آمریکا خرج کنند، اما به اسرائیل اجازه داده می شود که تقریبا 25% این کمک ها را به یارانه بخش صنعتی صنایع دفاعی خود اختصاص دهد. اسرائیل تنها دریافت کننده کمکی است که مجبور نیست در مورد نحوه هزینه کردن آن توضیح دهد و همین امر سبب می شود که جلوگیری از صرف این پول ها در مواردی که ظاهرا آمریکا مخالف آن است، مثل شهرک سازی در کرانه باختری، عملا غیرممکن گردد. علاوه بر این، آمریکا حدود سه میلیارد دلار برای توسعه سیستم های تسلیحاتی اسراییل کمک می کند و زمینه را برای این رژیم جهت دستیابی به سلاح های فوق پیشرفته مثل هلیکوپترهای «بلک هاوک» و جت های «اف-16» فراهم می سازد. بالاخره اینکه، آمریکا به اسرائیل اطلاعات جاسوسی ای می دهد که از دادن آن به هم پیمانانش در ناتو نیز خودداری می نماید و چشم خود را در مورد تلاش های اسرائیل برای دستیابی به سلاح های هسته ای نیز بسته است.
حمایت دیپلماتیک واشنگتن از اسرائیل
از سال 1982، آمریکا 32 قطعنامه شورای امنیت که اسرائیل را محکوم می کرد، وتو نمود و این تعداد، بیش از مجموع وتوهایی است که توسط دیگر اعضای شورای امنیت صورت گرفته است. آمریکا جلوی تلاش های کشورهای عربی را برای نام بردن از زرادخانه هسته ای اسرائیل در پیش نویس آژانس بین المللی انرژی اتمی گرفت. ایالات متحده در زمان جنگ درصدد نجات اسرائیل برمی آید و در مذاکرات صلح هم جانب اسرائیل را می گیرد. دولت نیکسون از اسرائیل در مقابل خطر مداخله شوروی حمایت و در خلال جنگ اکتبر، به این رژیم کمک های تدارکاتی کرد. واشنگتن در مذاکراتی که به پایان این جنگ انجامید، وارد شد و نقش کلیدی را در مذاکرات قبل و بعد از پیمان اسلو در سال 1993 بازی کرد. در هر کدام از موارد بالا، اختلاف میان مقامات آمریکایی و اسرائیلی، لحظه ای بود و آمریکا پیوسته از موضع اسرائیل حمایت می کرد. یک آمریکایی شرکت کننده در مذاکرات کمپ دیوید سال 2000، بعدا گفت:«در بسیاری ازمواقع، ما مثل وکیل اسرائیل عمل می کردیم.» بالاخره اینکه، هدف جاه طلبانه دولت بوش در تغییر شکل خاورمیانه، تا حدودی به تقویت جایگاه استراتژیک اسرائیل مربوط می شود.
این سخاوتمندی فوق العاده زمانی می تواند توجیه شود که اسرائیل را یک سرمایه استراتژیک و حیاتی بدانیم و یا حمایت آمریکا از آن را به خاطر الزامات اخلاقی توجیه کنیم. اما هیچ توضیحی در این مورد قانع کننده نیست.
ممکن است از این مسئله دفاع شود که اسرائیل در طی دوران جنگ سرد، یک سرمایه و پشتیبان برای آمریکا بود.
اسرائیل به عنوان نماینده آمریکا، پس از سال 1967 جلوی توسعه طلبی شوروی در منطقه را گرفت و شکست های خفت باری را متوجه نمایندگان شوروی مثل مصر و سوریه نمود. اسرائیل گاهی از دیگر هم پیمان آمریکا (مثل شاه حسین اردنی) نیز حمایت می نمود و ارتش آن، مسکو را مجبور کرد تا بیشتر حمایت هایش را متوجه نمایندگان خود کند. اسرائیل همچنین اطلاعات جاسوسی مفیدی را در مورد توانایی های شوروی به آمریکا ارایه کرد.
به هر حال، حمایت از اسرائیل در آن زمان چندان هم ارزان تمام نشد و روابط میان آمریکا و دنیای عرب را پیچیده کرد. به عنوان مثال، تصمیم برای اعطای 2.2 میلیارد دلار به عنوان کمک نظامی اضطراری در خلال جنگ اکتبر به اسرائیل، باعث شد که اوپک دست به تحریم نفتی بزند و از این بابت خسارات قابل توجهی متوجه اقتصاد غرب شد. در همه این موارد، نیروهای مسلح اسرائیل در موقعیتی نبودند که از منافع آمریکا در منطقه حمایت کنند. به عنوان مثال، در زمانی که انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 نگرانی هایی را درباره امنیت فرآورده های نفتی ایجاد نمود، آمریکا نمی توانست به اسرائیل اتکا کند و در عوض مجبور شد که خودش دست به استقرار نیروهای واکنش سریع بزند.
جنگ نخست خلیج فارس وضعیتی را ایجاد نمود که می رفت تا اسرائیل تبدیل به یک وزنه استراتژیک شود. آمریکا نمی توانست از پایگاه های اسرائیل بدون آنکه ائتلاف ضدعراق به هم بریزد استفاده کند و مجبور شده بود، منابع را طوری به کار بگیرد (مثل موشک های پاتریوت) که اسرائیل را از انجام هر اقدامی که به ائتلاف علیه صدام حسین لطمه بزند، باز دارد. تاریخ دوباره در سال 2003 تکرار شد: هرچند اسرائیل مشتاق بود که به خاطر آمریکا به عراق حمله کند، اما بوش نمی توانست بدون آنکه جبهه مخالفان عرب در هم ریزد، از اسرائیل درخواست کمک کند.
بدین ترتیب، اسرائیل یک بار دیگر در کناری ایستاد.
حمایت آمریکا از اسرائیل در آغاز دهه 1990 و حتی پس از 11 سپتامبر به صورتی گسترده تر و با این ادعا توجیه می شود که هر دو توسط گروه های تروریستی که ریشه در دنیای عرب و اسلام دارند، تهدید می شوند و «دولت های سرکش» از این گروه ها حمایت می کنند و در پی دسترسی به سلاح های کشتار جمعی هستند. موضع مذکور فقط بدین خاطر اتخاذ نشد که واشنگتن دست اسرائیل را در برخورد با فلسطینی ها باز بگذارد و آن را تحت فشار بگذارد تا امتیاز بگیرد و همه مبارزان فلسطینی را زندانی کند یا بکشد، بلکه آمریکا می خواست به سمت کشورهایی چون ایران و سوریه هم برود. بدین ترتیب، به نظر می رسید که اسرائیل برای آمریکا در جنگ علیه ترور، تبدیل به یک هم پیمان مهم شده است، زیرا دشمنان او دشمنان آمریکا هم بودند. در حقیقت، اسرائیل مدیون جنگ علیه ترور و طالب برخورد گسترده تری با دولت های به اصطلاح سرکش بود.
«تروریسم» تنها در حوزه مخاصمه محدود نمی شود، بلکه تاکتیکی است که توسط یک جبهه گسترده گروه های سیاسی به کار گرفته شده است. سازمان های تروریستی که اسرائیل را تهدید می کنند، برای ایالات متحده تهدید محسوب نمی شوند، مگر در زمانی که علیه آنها مداخله کند (مثل مداخله در لبنان در سال 1982)؛ علاوه بر این، انتفاضه فلسطینی، خشونتی تصادفی و یکباره نیست که مستقیماً اسرائیل یا «غرب» را هدف قرار دهد؛ این امر تا حدود زیادی واکنش به تلاش همیشگی اسرائیل برای ایجاد شهرک در کرانه غربی و نوار غزه است.
چیزی که اهمیت بیشتری دارد، توجه به این موضوع است که اسرائیل و آمریکا به خاطر این در مورد خطر تروریسم شریک هستند که دارای سابقه روابطی سبب ساز بوده اند: آمریکا بدین خاطر با مشکل تروریسم مواجه است که در وجه خوش بینانه اش، یک متحد نزدیک اسرائیل است، نه چیز دیگر.
حمایت از اسراییل، تنها دلیل تروریسم برضد آمریکا نیست، بلکه بخش مهمی از آن است و همین، جنگ علیه ترور را مشکل می کند. پشتیبانی بی قید و شرط آمریکا از اسراییل، حمایت مردمی از تندروها (گروه های استقلال طلب) و جذب داوطلبان را آسان می سازد. آنهایی که به اصطلاح دولت های سرکش در خاورمیانه خوانده می شوند، برای منافع حیاتی ایالات متحده یک تهدید مهلک محسوب نمی شوند و به همان مقدار که برای اسراییل تهدیدکننده هستند، برای آمریکا نیستند. حتی اگر این دولت ها سلاح های هسته ای به دست بیاورند- چیزی که ظاهرا امری نامطلوب است- نه آمریکا و نه اسراییل را تهدید نمی کند؛ زیرا تهدیدکننده نمی تواند بدون دریافت پاسخی خردکننده، تهدیدش را عملی نماید. خطر تحویل سلاح هسته ای به تروریست ها هم معادله ای دور از ذهن است. زیرا یک دولت مستقل نمی تواند مطمئن باشد که این انتقال برملا نمی شود یا پس از آن، سرزنش و تنبیه نمی شود. داشتن رابطه با اسراییل، عملا برخورد آمریکا با این دولت ها را با مشکل بیشتری مواجه می کند. زرادخانه هسته ای اسراییل، از جمله دلایل برخی از همسایگان آن در داشتن سلاح های هسته ای است و ترساندن آنها به تغییر رژیمشان، صرفا به این میل دامن می زند.
آخرین دلیل در مورد سؤال برانگیزبودن ارزش استراتژیک اسراییل این است که رفتار آنها مثل یک متحد صادق نیست. مقامات اسراییلی بعضا خواسته های آمریکا را نادیده می گیرند و به قول هایشان عمل نمی کنند (مثل تعهد به توقف شهرک سازی و خودداری از «ترورهای هدفمند» رهبران فلسطینی). اسراییل تکنولوژی حساس نظامی را از رقبای بالقوه ای چون چین به دست می آورد، چیزی که بازرس کل وزارت خارجه آن را «یک الگوی سیستماتیک و درحال رشد نقل و انتقال غیرمجاز» خواند. طبق گزارش اداره بازرسی کل، اسراییل همچنین «بیشترین عملیات جاسوسی را علیه آمریکا، درمقایسه با دیگر متحدان این کشور، انجام داد.» علاوه بر مورد جاناتان پولاد، که مقادیر زیادی از اطلاعات طبقه بندی شده را در اوایل دهه 1980 به اسراییل منتقل کرد (و طبق گزارش، این اطلاعات به اتحاد شوروی هم انتقال می یافت تا این کشور نیز ویزاهای بیشتری را جهت خروج یهودیان از این کشور صادر نماید)، درسال2004 نیز زمانی که فاش شد یک مقام کلیدی پنتاگون به نام دلاری فارنکلین اطلاعات طبقه بندی شده را به یک دیپلمات اسراییلی منتقل کرده است. جنجال تازه ای برپا شد. تنها اسراییل نیست که در آمریکا دست به جاسوسی زده است، ولی تمایلش به جاسوسی در کشوری که مدافع اصلی آن است، ظن بیشتری را در مورد ارزش راهبردی اسراییلی به وجود می آورد.
ارزش راهبردی اسراییل، تنها موضوعی نیست که باید بدان توجه شود. حامیانش نیز استدلال می کنند که اسراییل شایستگی حمایت بی حد و حصر را دارد، زیرا به گفته آنها، اسراییل آسیب پذیربوده و درمحاصره دشمنان قرار دارد؛ آنها اسراییل را دموکراتیک می دانند و می گویند، مردم یهود به خاطر جنایاتی که سابقا بر آنها روا شده، رنج برده اند و بنابراین، اسراییل شایستگی آن را دارد که رفتار ویژه ای با آن بشود؛ و این رفتار جانبدارانه با اسراییل، اخلاقا در مقایسه با دشمنان، ارجحیت دارد. اما بررسی دقیق تر آشکار می کند که هیچ کدام از این استدلال ها، مجاب کننده نیستند. یک نگاه واقع بینانه نشان می دهد که رفتار گذشته و حال اسراییل، هیچ مبنای اخلاقی را برای ارجح دانستن آن بر فلسطینی ها به وجود نمی آورد.
شکل گیری نخستین اسراییل اغلب این گونه توصیف می شود که داود توسط جالوت به نبرد خوانده شد؛ این درحالی است که گفت وگو و مصالحه، در شکل گیری آن، به حقیقت نزدیکتر است.
اکنون نیز برعکس تصورات حاکم، صهیونیست ها تجهیزات نظامی بیشتر و بهتری دارند و در خلال جنگ استقلال سال های 49-1947 (علیه انگلیس)، از نیروهای مناسب تری بهره بردند و همین پیشینه باعث شد که نیروهای دفاعی اسراییل مقابل مصر درسال 1956، و باز هم علیه مصر، اردن و سوریه درسال 1967، به سرعت و به آسانی به پیروزی برسند- همه این ها قبل از آن که کمک های وسیع آمریکا آغاز شود، رخ داده بود- براساس یک ارزیابی که درسال 2005 توسط «مرکز مطالعات استراتژیک جافی» وابسته به دانشگاه تل آویو، صورت گرفت، «موازنه استراتژیک به طرز معنی داری به نفع اسرائیل است و این شکاف کیفی میان توانایی نظامی و نیروهای باز دارنده آن و همسایگانش، همچنان پنهان مانده است.» اگر پشتیبانی از تو سری خور، یک انگیزه الزام آور است، در این صورت ایالات متحده باید از دشمنان اسرائیل حمایت بکند!
به علاوه، اینکه اسرائیل دموکراتیک است به وسیله دیکتاتوری های متخاصم محاصره شده، نمی تواند کمک های آمریکا در سطح کنونی به آن را توجیه نماید: بسیاری از کشورهای دموکراتیک درگوشه و کنار جهان وجود دارند.
اما هیچ کدام از آنها چنین کمک های بی حد و حصری را دریافت نمی کنند.
برخی از جنبه های دموکراسی اسرائیل با ارزش های بنیادین آمریکا مغایرت دارد.
اسرائیل به وضوح به عنوان یک دولت یهودی تأسیس شد و شهروندی در آن مبتنی براصل خونی و خویشاوندی است. درچنین شرایطی، تعجب برانگیز نیست که با یک میلیون و 300 هزار عرب، مثل شهروندان درجه دو رفتار می شود.
 سومین مورد توجیه نیز به تاریخ رنج کشیدن یهودیان درغرب مسیحی و به ویژه درهولوکاست، مربوط می شود. به خاطر این که یهودیان در طی قرن ها آزار دیدند، باید فقط دریک سرزمین مادری احساس امنیت کنند، اکنون بسیاری از مردم آمریکا معتقدند که اسرائیل شایستگی دریافت رفتار ویژه از جانب آمریکا را دارد. این درحالی است که اسرائیل نیز مرتکب جنایات تازه ای علیه بسیاری از بی گناهان دیگر شده است: یعنی علیه فلسطینی ها.
حامیان اسرائیل به علاوه این گونه القا می کنند که این دولت درجست وجوی صلح بوده و درهر وضعیتی و حتی در شرایطی که تحریک هم شده، از خود خویشتن داری زیادی نشان داده است. درمقابل، گفته می شود که اعراب دست به شرارت زیادی زده اند. درحالی که چنین نبوده است. بن گوریون اعتراف کرد که صهیونیست های اولیه از خیرخواهی نسبت به اعراب فلسطینی که در سرزمین خود مورد تجاوز قرارگرفته و ایستادگی می کردند، دور بودند. صهیونیست ها دولت خود را در سرزمین اعراب ایجاد کردند.
 ایجاد اسرائیل درسال 48-1947، به اقداماتی چون پاکسازی قومی، اعدام ها، کشتارها و هتک نوامیس توسط یهودیان انجامید و رفتارهای بعدی اسرائیل هم اغلب وحشیانه بوده و با هرگونه ادعایی درمورد ارجحیت اخلاقی آن ناسازگار بوده است.
به عنوان مثال، بین سال های 1949 و 1956، نیروهای امنیتی اسرائیل، 2700تا 5000 نفر از اعراب را به قتل رساندند، افرادی که اکثریت قریب به اتفاق آنها غیر مسلح بودند. نیروهای «آی دی اف» (نیروهای دفاعی اسرائیل) صدها زندگی جنگی مصری را که در دو جنگ 1956و 1947 اسیر شده بودند، کشتند؛ و درهمان حال، درسال 1967، اسرائیل 100.000 تا 260.000 فلسطینی را از کرانه باختری تازه تصرف شده بیرون راند و 80.000 سوری را نیز از ارتفاعات جولان اخراج کرد.
در طی انتفاضه نخست، ای دی اف در بین نظامیان خود باتون توزیع می کرد و آن ها را تشویق می نمود که استخوان های معترضان فلسطینی را بشکنند. شاخه سوئدی نجات کودکان برآورد کرد که 23.600 تا 29.900 کودک، طی دو سال نخست انتفاضه بر اثر ضرب و جرح نیاز به معالجات پزشکی پیدا کردند.
تقریبا یک سوم آنها 10 سال و یا کمتر سن داشتند واکنش به انتفاضه دوم، حتی خشونت آمیز بوده است؛ «ها آرتص» در تیتر اول خود اعلام کرد که «آی دی اف...دارد تبدیل به یک ماشین کشنده می شود که کار آمدی آن عبارت است از دمیدن ترس و وحشت، که امری تکان دهنده است.» نیروهای ای دی اف در روزهای نخست قیام (فلسطینی ها) یک میلیون گلوله شلیک کردند.
از آن زمان، اسرائیل درمقابل هر اسرائیلی کشته شده، 3تا 4 فلسطینی را به قتل رساند که بیشتر آنها را افراد بی گناه تشکیل می دادند؛ علاوه بر آن، ارزش دارد که بدانیم، صهیونیست ها با بمب هایی که از فلسطین به انگلیس انتقال داده شد تا درآنجا عملیات تروریستی انجام شود؛ مرتبط بودند.
اسحاق شامیر هم که زمانی یک تروریست بود وبعداً نخست وزیر شد. اعلام کرد که «نه قومیت های یهودی و نه سنت یهودی نمی تواند تروریسم را به عنوان یک وسیله برای مبارزه نادیده بگیرند.» توسل فلسطینی ها به تروریسم نمی تواند تعجب برانگیز باشد. فلسطینی ها معتقدند که آنها راه دیگری برای مجبور کردن اسرائیلی ها به دادن امتیاز ندارند.
همان طور که ایهود باراک زمانی تصدیق کرد، اگر او به عنوان یک فلسطینی متولد می شد.«به سازمان های تروریستی می پیوست.»
بنابر این، اگر نه دلایل استراتژیکی و نه الزامات اخلاقی نمی توانند علت حمایت آمریکا از اسرائیل باشند. ما چطور می توانیم این مسأله را توضیح دهیم؟ فقط می توان گفت:توضیح آن به قدرت بی مانند لابی اسرائیل (در آمریکا) برمی گردد.








منابع:
    www.asriran.com
    nasimrayane.blogfa.com
    سایت خبری مشرق
    www.afkarnews.ir
    مجموعه سخنرانی های دکتر حسن عباسی-فدرال رزرو آمریکا-صهیونیست-یهودیان اشکنازی
    ماهنامه سیاحت غرب
    جمع آوری از نسیم رایانه